اعتقاد دارم که به زودی میای اما برام سخته انگار عادت کردم به اینکه منتظرت باشم.
امروز رفتم الماس اون جایی که با هم ازش عبور کردیم وقتی رسیدم اونجا یه حالی شدم وقتی داشتم برای بهاره از تو میگفتم هم حالام عجیب بود حال همون روزهایی رو داشتم که تو کنارم بودی.
دارم به روز آمدنت نزدیک میشم اما هنوز آماده نیستم انگار ۴ سال وقت کمی بوده برای آمادگیم.اولین کار اینه که وزنم و کم کنم بعدش هم فرانسه بخونم چیزی که من و تو را بهم پیوند داد هر وقت می زنم شبکه های فرانسوی یک جوری میشم غلط کردم گفتم که تو را همینطوری دوست دارم من تو را عاشقانه دوست دارم.
بیا ! اگه امسال هم نیای دیگه به آمدنت امیدوار نیستم.اصلا ولش کن نمی خواهم به زندگی بدون تو فکر کنم تو که باشی همه چیز هست حتی ایمان من به معاد به عدل .
بیا !من تو را با کسی تقسیم نمی کنم.دلم برای چشمهای قشنگت تنگ شده.اگر بهت یک روز بگم عاشق چشمهاییم که بار اول که بهشون دقت کردم احساس کردم شبیه چشم های مارند چی میگی؟
تمام زشتی هات هم برام زیباند.
میدونم دوستم نداری شاید هم ازم متنفر بشی اما من عاشقتم! قشنگم عزیزم برگرد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 2:20  توسط سینا بسطامی
|
خوابی که دیدم را برای کسی نگفتم
از صبح یه حاله خوبی دارم.بعد از ۴ سال دوری از تو دیشب اولین بار بود که خوابتو میدیدم و تو ازم فرار نمیکردی
بر خلاف همیشه باهام حرف زدی.اول مردد بودی اما وقتی دیدی ۴ سال عاشقانه منتظرت بودم و خیلی دوستتت دارم تصمیم گرفتی بمونی.
تو شلوغ پلوغی های بهمن بود توی خوابم دور و برم پر از مامورهای امنیتی بود مطمئنم بهمن بود. ُهمه از این که مامورها به حریم خصوصیمون آمده بودند کلافه بودند اما من شاکی نبودم .برام مهم نبودند به نظرم الکی داشتند دست و پا میزدند من محو تو بودم عزیزم.
احساس دوست داشتن تو خیلی قشنگ بود من تو خواب یاد نذرم به حضرت حمزه افتادم تو خواب از اینکه خدا نذرم را قبول کرده بود گریم گرفته بود.
تو میای از وقتی سینا به دنیا آمد مطمئن شدم.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 23:10  توسط سینا بسطامی
|
سلام این وبلاگه منه.
بالاخره موجودیتم را اعلام کردم.
گرچه مامان داره مثل اسب درس می خونه که بره آمریکا واصلا به اینکه منم می تونم باشم توجه نمیکنه اما من خواستم که حداقل این جا توی یک صفحه از اینترنت باشم.
بابا هم احتمالا داره به دختربازیهاش می رسه.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 9:47  توسط سینا بسطامی
|