من به غیب ایمان دارم
بهنام نمیبخشمت ، چون وسوسه را جواب دادی، نمیبخشمت چون عباس از طرف خدا رسالتی نداشت و یک آدم بود مثل بقیه ،کار منکری نمیخواست بکنه اما جلوی خودش را گرفت نمیبخشمت چون جلوی خودت را نگرفتی. هیچ وقت! چه وقتی به من میرسیدی ،چه وقتی پشت سر شیاطین بودی، هیچ وقت جلوی خواسته هات را نمیگیری.
برو بهنام ، برو تورا به عنوان یکی از سخت ترین پایین بالاهای زندگی قبول کردم ، فقط برو ، من دارم میپذیرم که خدا شاید بلایی را از سرم گذراند و من نفهمیده بودم و خوابم را تعبیری اشتباه کردم .غم تو تنها توی دلم بود و کوس رسواییم را در اهل عالم نکوبید ، شاید همین توسل ها باعث شد که تو را با زنجی مخفی از سر بگذرانم.کسی که نمیداند که چی کشیدم از دست تو .برو ،برو دیگه رات دعایی نمیکنم وحالا فقط میخواهم حقایق زندگیم را با جسارت قبول کنم ، بدون اینکه منتظر باشم خدا دوباره برام معجزه کنه ، دنیا را ناپاک کردیم پره های غیب جلوی چشمها کشیده شدند و ناچار با علم ناقص میخواهیم همه چیز را توجیه کنیم.من اما به غیب مومن میمانم اما با تعبیری جدید!
